تبلیغات
نوجوان ایرانی - شعری برای شهید محمد حسین فهمیده
شنبه 7 آذر 1388

شعری برای شهید محمد حسین فهمیده

   نوشته شده توسط: کیمیا    نوع مطلب :حسین فهمیده ،

آن بسیجی نبض فردا را گرفت

نبض فردایی فریبا را گرفت

رفت تا در جبهه ها زیبا شود

نیمه گم گشته اش پیدا شود

خاك ایران را حمایت می نمود

خونفشانی را روایت می نمود

«تكه ای از آسمان مال من است

راه پرواز من از این روزن است»

جبهه درها را به رویش باز كرد

او خودش را تا خدا آغاز كرد

بوی باروت و مسلسل، بوی خون

جانفشانی های پی در پی، جنون

واحد پول جنون پروانگی است

شعله های آتش و دیوانگی است

یورش دشمن، شقایقهای سرخ

عشق تا اوج دقایقهای سرخ

تانكها ناگاه پیدا می شوند

بی خدا یی ها هویدا می شوند

جز اسارت چاره ای دیگر نبود

نوجوان اما پر از دلدادگی است

او پر از انگیزه آزادگی است

داخل دستان او نارنجكی است

وای! این با زندگی بیگانه كیست؟

او كه این سان مست و بی پروا شده

او كه این سان عاشق و شیدا شده

سنگر خود را رها كرد و پرید

پرده های خواب و رویا را درید

تانك دشمن ناگهان آتش گرفت

نقشه گردنكشان آتش گرفت

یك كبوتر از میان شعله ها

آسمان – پرواز آبی تا خدا